اثرات بدبینی/کلینیک روانشناسی و مشاوره مهروان
اثرات بدبینی/کلینیک روانشناسی و مشاوره مهروان
اثرات بدبینی ،یکی از عواملی که منجر به استرس و اضطراب میشود، نوع نگاه به دیگران است.
یکی از عوامل ایجاد اضطراب نوع نگاه خود به دیگران و محیط اطراف است.
نگاه بدبینانه میتواندبراساس نوع و شدت منجر به اختلالات روانپزشکی همچون:
- افسردگی
- استرس
- اختلالات هذیان گونه
شود.
افسردگی و دید منفی
افسردگی و دید منفی موجب ایجاد احساس حقارت، کاهش اعتماد به نفس و خود کم بینی در فرد میشود.
معمولا فرد بیمار نسبت به دیگران و محیط پیرامون نگاه بدبینانه دارد.
او هر گونه رفتار و نگاه دیگران به خود را بد تصور میکند.
این گونه افراد همواره درباره دیگران پیش داوری منفی میکنند.
این علت باعث میشود در زندگی روزمره خود احساس خوشبختی نداشته و نسبت به آینده نگران باشند.
انواع بدبینی
بدبینی به دونوع شدید و خفیف تقسیم میشود.
بدترین و شدیدترین نوع بدبینی اختلالات هذیان گونه است.
این اختلالات در افرادی همچون معتادان به شیشه و … یا اشخاصی که جنون دارند دیده میشود.
در این نوع اختلال فرد بیمار بدون منطق و دلیل نسبت به دیگران بدبین می شود.
بیمار با هیچ دلیل و منطقی نمیتواند نگاه خود را تغییر دهد.
با توجه به نگاه بدبینانهایی که دارد نسبت به دیگران رفتار کرده و واکنش نشان میدهد.
شخصیتها
در برخی از شخصیتها مانند پارانوئید و افراد افسرده نوعی بدبینی وجود داردکه به بدبینی خفیف مشهور است.
برای درمان این نوع بدبینی لازم است افراد افکار خود را تغییر داده و مثبت بیندیشند.
همچنین آنها باید نسبت به محیط پیرامون واقع بینانهتر رفتار کرده و واکنش نشان بدهند.
(اینگونه افراد میتوانند برای تغییر نگرش خود از دیگران کمک بگیرند.)
افراد بدبین
همچنین افراد بدبین باید تلقین بد، ضعف، حقارت و ناامیدی را از خود دور کنند.
تصمیم عجولانه نگیرند.
همچنین بدبینها باید بپذیرند همه ما انسان هستیم و ممکن است گاهی دچار خطا و اشتباهاتی بشویم.
خدمات مرکز مشاوره و روانشناسی مهروان:
– مشاوره تحصیلی.
مشاوره پیش از ازدواج ( همسان گزینی، آموزش مهارت های شناخت همسر،آزمون های شخصیت و…)
– مشاوره فردی
– مشاوره کودک و نوجوان
– مشاوره شغلی و سازمانی
– مشاوره خانواده
– کارگاه های آموزشی
مقایسه عشق سالم و عشق بیمار / کلینیک مهروان
مقایسه عشق سالم و عشق بیمار / کلینیک روانشناسی مهروان
مقایسه عشق سالم و عشق بیمار ،دکتر کیم مارتز استاد روانشناسی و مسوول مرکز روانشناسی دانشگاه آلبرتا کانادا مقاله ای در باب مقایسه عشق سالم و ناسالم ارائه کرده اند.
عشق سالم : هر فرد محترم است و نیازهایش در نظر گرفته می شود.
عشق بیمار : احساس فشار می کنید از اینکه باید به فرد دیگری تبدیل شوید تا با شریکتان متناسب باشید.
عشق سالم : اعتماد و صداقت پایه اصلی رابطه هستند.
عشق بیمار : بی اعتمادی و احساس نا امنی در رابطه دیده می شود و افراد مرتب یکدیگر را چک می کنند.
عشق سالم : ارتباط و مکالمه بین دو نفر باز و شفاف و بدون استرس و ترس است.
عشق بیمار : فرد از اینکه احساسات و مخالفتش را با شریکش بیان کند می ترسد.
عشق سالم و عشق بیمار
مقایسه عشق سالم و عشق بیمار
عشق سالم : تصمیمات و مسوولیتها به صورت عادلانه تقسیم می شود.
عشق بیمار : تصمیمات معمولا یک طرفه بدون در نظر گرفتن نیازهای طرف مقابل گرفته می شود.
عشق سالم : حمایت دوطرفه و غیر شرطی است.
عشق بیمار : حمایت محدود و معمولا با شرط و شروط است.
عشق سالم : زمانهای خوب بیش از زمانهای بد در رابطه ایجاد می شود.
عشق بیمار : زمانهای بد و تحت فشار و استرس و تنش بیشتر از زمانهای خوب است.
عشق سالم : اختلاف پیش می آید ولی معمولا حل می شود و “هرگز” از خشونت استفاده نمی شود.
عشق بیمار : در حل مسائل روشهای ناسالم مثل مسخره کردن، کنترل، سوء استفاده کلامی، مورد قضاوت قرار دادن و حتی خشونت فیزیکی به کار گرفته می شود و فرد از خلقیات شریکش می ترسد.
عشق سالم و ناسالم
مقایسه عشق سالم و عشق بیمار
عشق سالم : ارتباط با سایر دوستان و ارتباطات اجتماعی نه تنها پذیرفته می شود بلکه تشویق می گردد.
عشق بیمار : شریکتان می کوشد تا شما را از دوستان و خانواده تان دور کند و منزوی شوید.
عشق سالم : هویت و حریم شخصی افراد حفظ می شود.
عشق بیمار : فرد احساس می کند بدون شریکش نمی تواند زندگی کند، وابستگی شدید دارد و تهدید یا اقدام به خودکشی در صورت پایان رابطه وجود دارد.
عشق سالم : فرد احساس امنیت و خوشحالی در رابطه دارد چه زمانهایی که با شریکش هست و چه زمانهایی که تنهاست.
عشق بیمار : معمولا زمانهایی که فرد تنهاست احساس ناامنی و نگرانی از رابطه دارد و زمانهایی که با شریکش است به تخلیه احساس ناامنی و ناخوشی می گذرد.
رابطههاتان را تازه نگه دارید/کلینیک مهروان
رابطههاتان را تازه نگه دارید/کلینیک مهروان
رابطههاتان را تازه نگه دارید ،گاهی مثل اولین روزهای آشنایی، غریبه شوید و دوباره از نو همدیگر را کشف کنید.
گاهی پیغام بدهید و باهم توی پارک یا کافهای قرار بگذارید.
گاهی عین روزهای اول با هم حرف بزنید و عین روزهای اول با هم رفتار کنید.
اجازه ندهید برای هم تکراری شوید.
اجازه ندهید سم عادت، توی شریان رابطهتان جریان پیداکند و از هم خستهتان کند.
مبادا برسید به جایی که هرکدامتان دلتان آدمِ جدید بخواهد.
مبادا به شوق باز تجربه کردن روزهای اول، به شوق باز دیده شدن، دوست داشته شدن، درک شدن. خودتان بشوید.
آدم جدید خودتان بشوید
آدم جدید، خودتان بشوید کسی که میبیند، دوست میدارد و درک میکند. بشوید همان کسی که زخمهای رابطهتان را کشف میکند و مرهم میگذارد، مبادا برسید به بیتفاوتی، مبادا نسبت به نیازهای هم بیتوجه باشید…
هرچندوقت یکبار رابطهتان را احیا کنید
گاهی هم، سفرهای بدون هم بروید تا بازهم عمیقا دلتنگ هم شوید.
فاصلهای بینتان بیفتد و هرکدام خودتان را پیدا کنید، که فرصت کنید به خوبیهای هم فکر کنید.
پلهای ارتباط و صمیمیتتان را محکمتر کنید.
مشوق هم باشید
اولین کسی که از ویژگیها و استعدادهای طرف مقابلتان قدردانی میکند.
اولین کسی که میبیند.
اولین کسی که افتخار میکند.
اجازه ندهید که غرور، سم رابطهتان شود و از هم دورتان کند.
اجازه ندهید کینه و حسادت میانتان ریشه بدواند.
برای هم تازه بمانید
بهترین کسی باشید که فرد مقابلتان نه برای رفع تکلیف، که برای اینکه هیچکس را بهتر از شما نمیداند، بماند.
کاری کنید فرد مقابلتان بهترین احساس را نسبت به خودش داشتهباشد.
آدمها معمولا وقتی سراغ نفر دوم میروند که احساس خوبی به خودشان ندارند.
آدمها برای پر کردن حفرههای خالی و خلاءهای وجودشان است که بیملاحظه و بیمنطق میشوند و کارهای احمقانه میکنند.
نبض ارتباط را بگیرید توی دستتان و حفرههای وجود یکدیگر را با توجه و صبوری و عشق پر کنید. در این صورت است که یک رابطه برای عمری موفقیت و خوشبختی، کافیست …
گذشته همسرم را چه کار کنم؟/کلینیک مهروان
گذشته همسرم را چه کار کنم؟/کلینیک مهروان
گذشته همسرم ،بسیاری از افراد وقتی وارد زندگی مشترک میشوند خیلی به گذشته همسر شان فکر میکنند.
با این افکار وسواسی، دائم به دنبال جواب سوالهایی از قبیل اینکه گذشته همسر آنها چگونه بوده است؟
آیا او با شخص دیگری دوست بوده و یا کس دیگر را دوست داشته است؟
هر مسئلهای که به گذشته همسرشان مربوط شود حس کنکاش و جستجو را در آنها تحریک میکند.
زندگی شما و مسائل مربوط به هر دو شما وقتی شروع میشود که پیوند مشترکی در بینتان به نام ازدواج شکل میگیرد.
بنابراین گذشته همسرتان و روابط عاطفی و قبلی او به خود او ربط دارد.
این یک واقعیت است که شما باید آن را بپذیرید.
۱– واقعیت را بپذیرید
اینکه گذشته همسر شما چگونه بوده است،
او با کسی رابطه دوستی داشته است،
نه تنها فکری مزاحم است و اکنون که شما ازدواج کردهاید و عاشق هستید هیچ کمکی به شما نمیکند.
حتی اگر این مسئله را از او مخفی کنید با رفتارتان باعث سردی و فاصله بین خود و همسرتان میشوید.
اگر آن را مطرح کنید باعث بحث و نزاع میشوید و در نهایت تا مرز طلاق نیز پیش میروید.
بنابراین بهترین راه این است که قبول کنید همسرتان اشتباه کرده است.
شخصیت فعلی او حاصل این اشتباهات و تجربیات ناشی از آن است.
پس بهتر است به جای درگیر کردن ذهن خود با گذشته او بعد از پذیرش واقعیت بر روی رابطهیتان تمرکز کنید.
عشق بین خود و او را افزایش دهید.
۲– خشم و عصبانیت خود را به صورت منطقی ابراز کنید.
۳– هیجانات خود را کنترل کنید
اگر سعی کنید هیجانات خود را کنترل کنید میتوانید آنها را تحت مدیریت خود قرار دهید.
باید قبل از هرکاری مدیریت هیجانات را یاد بگیرید.
هیجانات خود را کنترل کنید و آنها را تحت نظارت قرار دهید و به دنبال علت احساساتتان بگردید.
۴– درباره تعهدتان به زندگی تصمیم قطعی بگیرید.
۵– برای اعتماد دوباره و اصلاح رابطه خود تلاش کنید
شاید گذشته همسرتان و یا رابطه قبلی او باعث از بین رفتن اعتماد شما شده است .
بنابراین اگر در مرحله قبل تعهد دادید که در کنار همسرتان بمانید پس باید برای به دست آوردن دوباره اعتماد نیز تلاش کنید.
برای این کار به بحث و تبادل نظر بپردازید و برای اصلاح رابطه خود که شاید زمانبر نیز باشد تلاش کنید.
۶– مثبت اندیش باشید و افکار منفی را دور کنید.
۷– یاد بگیرید که به جای گذشته در حال زندگی کنید
برای اینکه با گذشته پر رمز و راز همسر خود و فکر کردن به آن مقابله کنید میتوانید از یک کلید طلایی با عنوان “زندگی کردن در حال و لحظه” استفاده کنید.
اگر شما بپذیرید کنکاش در روابط گذشته همسرتان و برگشتن به عقب هیچ سود و فایدهای به همراه ندارد.
برای آزاد شدن از هر قید و بندی لازم است همسرتان را به خاطر اشتباهات گذشته اش ببخشید.
در آن صورت میتوانید از نگرانی بابت آینده و اشتباهات گذشته و باتلاقی که به خاطر فکر کردن به آنها در آن گیر کردهاید؛ رهاشوید.
بنابراین همسرتان را ببخشید و دوباره به او اعتماد کنید.
زندگی شاد و سالمی برای خودتان ایجاد کنید که در آن کل دغدغه شما به زمان حال مربوط شود نه گذشته و آیندهای که شما را هراسان کند.
۸– اعتماد به نفس خود را افزایش دهید.
———————- کلینیک مشاوره روانشناسی مهروان———————
ازدواج به امید تغییر/کلینیک روانشناسی مهروان
ازدواج به امید تغییر/کلینیک روانشناسی مهروان
ازدواج به امید تغییر ،بسیار یکدنده و لجباز است، اما با مهربانی مطابق میلم میشود.
«من میتوانم او را بروفق مرادم بسازم».
«الان به هوای مجردی چنین رفتار میکند.
دنیای تاهلی حال و هوایش را تغییر میدهد» و… .
با فردی مواجه شدهاید که به نظر آدم جالبی است.
بخشی از نیازها و خواستههای شما از همسر را برآورده میکند.
اما در عین حال شخصیت او بسیار متفاوت از شخصیت شماست.
جذابیتهای زندگی
ازدواج به امید تغییر ،با وجود این تصمیم دارید دل به دریا بزنید و با او ازدواج کنید.
با خود میاندیشید بعدترها ممکن است.
همین تفاوتها به جذابیتهای زندگی شما تبدیل شود.
به این امید که بعد از شروع زندگی، بتوانید با صبوری و محبت نواقص شخصیتی او را برطرف کرده و تغییرش دهید.
بر تصمیم ازدواجتان راسختر میشوید و پیش میروید.
راهحل ها
ازدواج به امید تغییر ،میخواهید زیر پر و بالش را بگیرید.
مرهمی بر مشکلاتش شوید.
به او اعتماد به نفس دهید و ترغیبش کنید تا تغییر کند و به راه درست بیاید.
هدف خوب و پسندیدهای است.
اما باید یادتان باشد تا زمانی که فردی نخواهد و خود انگیزه به تغییر نداشته باشد شما نمیتوانید او را مجبور به تغییر کنید.
چهبسا بسیاری به امید معجزه تغییر همسر بعد از ازدواج، مشکلات موجود را نادیده گرفتهاند.
اما به فاصله بسیار اندک، پس از ورود به زندگی متوجه این امر شدهاند که حقیقت زندگی مشترک توفیر دوصدچندان با خیالپردازی پیش از ازدواج دارد.
اگر در چنین شرایطی هستید، توصیه میکنیم خیال باطل تغییر همسر را از سرتان بیرون کنید.
یقین داشته باشید اوضاع عوض نخواهد شد.
شرایط همسرتان را همانگونه که هست بپذیرید و دوست داشته باشید.
خدمات مرکز مشاوره و روانشناسی مهروان:
– مشاوره تحصیلی.
– مشاوره فردی
– مشاوره کودک و نوجوان
– مشاوره شغلی و سازمانی
– مشاوره خانواده
– کارگاه های آموزشی
تحولات رو به افزایش جامعه در اثر حرکت سریع به سمت زندگی ماشینی، منجر به رخدادهایی میشود.
انسان امروزی به تنهایی قادر به حل یا کشف آن نیست.
برای همنواسازی با شرایط جدید، استفاده از مشاور ضرورت انکار ناپذیر جامعه مدرن است.








